برجستگی خرده روایت ها/نرگس مقدسیان

خرید بک لینک

برجستگی خرده روایت ها

یادداشتی بررمان «شهری گم شده زیررمل ها...»نوشتۀ طلا نژادحسن

نرگس مقدسیان

رمان «شهری گم شده زیر رمل ها...» نوشتۀ طلا نژادحسن یک اثر تاریخی وسیاسی واجتماعی است که تاریخ نیم قرن گذشته را با ساختاری مدرن، مثل گسست زمانی واستفاده از چند زاویه دید مورد کنکاش قرار می دهد. جغرافیا ومکان حوادث واتفاقات تاریخی در داستان بیشتر در جنوب کشور است، همرا با لحن وگویش شیرین اقلیمی وبومی آن نواحی.

رمان از چند زاویه دید روایت می شود وزاویه دید غالب آن دانای کل محدود به مه تاج، زنی شصت ساله است. مکان شروع روایت اما تهران است. زن در بهبوحه و ازدهام خیابانِ آواخرسال هشتاد کیف اش را می زنند واو که درصدد نگه داشتن کیف است ،همرا دستۀ کیف در خیابان کشیده وآسیب می بیند وسراز بیمارستان درمی آورد. فصل های زیادی از داستان با زاویه دید دانای کل محدود به مه تاج است. راوی با همین زاویه دید به گذشته های دورمه تاج می رود ودر واقع زندگی کودکی ،نوجوانی، جوانی ومیانسالی اش را به نمایش می گذارد .زندگی خانواده ای دریکی از نواحی جنوب کشور،همراه جمله های با گویش بومی واقلیمی که در سراسر رمان به وفور یافت می شودو ذهنییات ،باورداشت های مردم آن منطقه ،باورهای کهن واساطیری مانند«شهری مدفون زیر رمل ها...». مردم اعتقاد دارند که زیرماسه های ساحل ، آدم های شهری مدفون اند، که هرازگاه ازماسه ها سر بیرون می آورند ووارد دریا می شوند وآنها هستند که باعث غرق شدن آدم ها در دریا می شوند.

"«طن طِل طَویل» خیلی سیاه مثل یک غول درشت است ودست وپایش دراز.

سیاه ودرشتِ درشت. آنقدرکه می تواند بابای نصیبه رابلند کند وبا خودش ببرد توی شط"ص58

فصل هایی از رمان با زاویه دید خسرو است، پسر نوجوانی که در سال های دهۀ چهل از مسائل خانوادگی ،گاه اجتماعی وسیاسی می گوید وآن ها را به توصیه معلم خود به صورت یادداشت هایی پراکنده با لحن مختص به خود روایت می کند ،روایت هایی دل نشین وصمیمی با خواننده همراه غلط املائی واشتباهات درنگارش. خسرو در واقع یادگاروپسرمردی سیاسی است که درسن جوانی دربحبوحۀ حوادث 32 توسط عوامل ساواک ،رژیم شاه کشته شده است.

بخشی ازنوشته های خسرومتآثر از خاطراتی است که عمویش برایش تعریف کرده، عمویی که بعد از کشته شدن پدرش، زمانی که بچۀ خردسالی بود، مجبور شده با وجود فقرشدید خانواده اش سر پرستی اورا نیز به عهده بگیرد.

عموگاهی خاطراتش ،ازسال 32رابرایش می گفت:

"همونایی که تادیروز صبح می گفتن:زنده باد حزب توده،مرده بادحسین گزی(یکی از اوباش های زورخانه شبیه شعبان جعفری که درشهراهوازدرآن تاریخ نقش داشته) امروز یکی یکی از خونه می کشیدند بیرون ویه عکس شاه می دادن دست شون ویه پرچم سه رنگ هم دس دیگه ده یالا...شعار بده:

شاهنشاه پیروز

ملت هم از ترس جون..."ص50

یا

"دلارهای امریکا توجیب جاسوسای انگلیس جرینگ جرینگ می کرد تا مصدق از دورخارج کنن وشاه دوباره زنده کنن وهمه جا از قبل شناسایی شده، همۀ خیابانا قرق داش مشتی ها وکلاه مخملی ها هرچی نجیبه هم از تودوب(فاحشه خانه) آوردن وسوار جیپ وریو ودایره زنگی دست شون وپروپاچه لخت هی می جنبونن که:

داش ممد علی/قربون تاب سبیلت

حزب توده تو زنبیلت

بعضی هم نقل نبات می پاشیدن توسر وصورت جمعیت که انگار عروسی ننه شون بید"ص54

می توان گفت بیشتر بخش ها وفصل های رمان درگذشته ها می گذرد، کودکی ونوجوانی خسرو درکنارعمویی که زنش را به قصد کشت کتک می زند وموهایش را می کند وزن عمویی غروغرو وفحاش ،فحش های رکیکی که با لحن لمپنی بسیارمیانشان رد وبدل می شود .می توان گفت فقر لجام گسیختۀ خانواده ها وخشونت موجود درروابط آدم های داستان تداعی گربرخی ازآثار ناتورالیستی می باشد.

ازبن مایۀ برجسته و بارزرمان ، جنبه های تاریخی وسیاسی آن است که در سراسر رمان زیرپوست قصه کشیده می شود .حوادث تاریخی واجتماعی سال 32 تا جنگ هشت ساله که به وضوح ، از نزدیک و با جزئیات کامل به تصویر کشیده می شود. مناطق جنگی جنوب ،مسائل خط مقدم جبهه واثرات وپی آمدهای جنگ مخرب وخانمانسوزدر سرنوشت شخصیت های اصلی رمان، بویژه شخصیت خسرو که خود وارث و یادگارحوادث 32 است. خسرو داوطلبانه به جنگ می رود. پاهایش را روی مین از دست می دهد واز پشت پنجرۀ آسایشگاه، نظارگرجریان سال های دهه های بعد است...خسرویی که درانتهای داستان دیگر مرد شصت ساله ای است که دراتاق خود در آسایشگاه فقط کتاب می خواند ومی نویسد.وخود رابیش از همه به شخصیت مردمعلق سال بلو نزدیک می بیند.

مردی که با دهان پاره شده وآش ولاش از جنگ برگشته ونمی تواند حرف بزند،زنش پیش چشم او با رقیبش می پرد واورویش را برمی گرداند تا دردنیای خودش باقی بماند و لااقل این صحنه ها را نبیند.

درسراسر کتاب بارها ، به یکباره نویسنده ،درنوشته هایش می پرد وبا خواننده رودررو حرف می زند. به عبارتی راوی با دخالت های مکررخود، جریان روایت را مختل وبنیانی ترین اصل رئالیسم رازیرپا می گذارد. نویسنده ،راجع به داستان حرف می زند و تلاش می کند تا برتصنعی بودن داستان تآکید کند. بامخاطب قراردادن خواننده، زاویه دید از ذهنیت مرکزی ، به روایت برون رویداد تغییر می کند .راوی دراین بخش ها وقایع را نه از نگاه شخصیت اصلی، بلکه با صدای خود وبه عنوان کسی خارج از داستان حرف می زند وصریحاً به پیروی ازشگرد های پسامدرن اذعان می کند ودرعین حال همانجا، از پسامدرن به تمسخریاد می کند. و رمان را به سمت یک فراستان سوق می دهد. فراداستانی که به گفته ویلیام گس منتقد امریکایی که اصل واقعییت مانندی در آنها با دخالت های صریح راوی دراتفاقات وسیر حوادث نقض می شود.

همچنین با اهمیت دادن و برجسته کردن حاشیه ها وخرده روایت هایی چون ضرب المثل ها،سوگ مویه ها، باورهای بومی ...که از مولفه های پست مدرن به شمار می روند،رمان"شهری گم شده زیر رمل ها..." را به آثارپسامدرن نزدیک می کند .

نام کتاب«شهری گم شده زیررمل ها...» برگرفته از اسطوره ای بومی است، که حکایت گر آتش زیر خاکستری است ،که گاه شعله ور می شودوهمه جا را می سوزاند... وتمثیلی از جنبش ها وتحولات اجتماعی است که هرازگاه ،زیر بستر جوامع ساکت وخفقان زده شعله می گیرد و همه گیر می شودو هیچ قدرتی را توان خاموش کردن آن نیست.

نوشته شده توسط نرگس مقدسیان در 11:56 | لینک ثابت •
آیا گلشیری فخرفروشی کرد؟...

ما را در سایت آیا گلشیری فخرفروشی کرد؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 208 تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 21:36

صفحه بندی