فرهنگ فرودستان/یادداشتی برکتاب "فرهنگ مردم افشار"از هادی غلام دوست

خرید بک لینک

فرهنگ'>فرهنگ فرودستان

  یادداشتی بر کتاب  "فرهنگ مردم افشار" از هادی غلام دوست  
 

نرگس مقدسیان:

کتاب «فرهنگ مردم افشار » به کوشش یکی از دوستداران ماندگاری زبان مادری ، نویسندۀ پرکار و پژوهشگر فرهنگ بومی و فولکلور گیلان ،هادی غلام دوست ، توسط انتشارات پازینه به چاپ رسیده است.
«فرهنگ مردم افشار» از دو بخش تشکیل شده است "بخش نخست ،بیشترسعی دارد منطقه ی افشار را به صورت اجمال به خواننده بشناساند که مطالبی ازقبیل تاریخ ، جغرافیا، آثار و نشانه های گذشتۀ منطقه است.بخش دوم که عمده ترین و مهمترین بخش کتاب است (ضمن اشنایی با وضعیت زنان ،مردان و کودکان منطقه) از فرهنگ مردم تشکیل شده است."

دراین کتاب با جمعآوری منابع و مطالب متنوع ،با استفاده از تصاویر واقعی و مستند ، به طور مبسوط به کلیۀ باورداشت ها ، مراسم آیینی و فولکلور مردم منطقه افشار پرداخته میشود :  آشنایی با منطقه افشار ، ایلات خمسه ،جهان شاه خان امیرافشار، آثار و نشانه هایی از گذشته، زبان ، محصولاتِ صنایع دستی،دام داری و جانوران ،گیاهان و گل های شفابخش ، غذاهای محلی ،لباس، از تولد تا لالایی ،مراسم ازدواج ، مراسم اموات ،زمستان، بهار ،ماه محرم ، نذر و نیاز ،دوا و درمان ،بازی ها ، موسیقی و شعر و ترانه...

هادی غلام دوست از چگونگی تدوین فرهنگ مردم افشار در پیش گفتار کتاب میگوید:"برای تدوین این کتاب یک دهه با مردم منطقۀ افشار زندگی کرده ام و در مراسم عزا و عروسی حضور یافته ،درشب نشینی های متوالی با ریش سفیدان محل ، پیرزنان ، جوانان همنشین بوده ام . روزها با دانش آموزان به طور پیوسته ارتباط مستقیم داشته ام. حتی درگندمزار و خرمنگاه و تاکستان هایشان رفته و از نزدیک با شیوه ی کار و زندگی شان آشنا شده ام .درست مثل آنها در روستاها زندگی کرده ام ودر همه حال پیوسته مترصد فرصتی بوده ام تا چیزی را از نظر دورنگه ندارم."


«فرهنگ مردم افشار»را می توان مرجع مردمشناسی و تاریخچۀ فرهنگی برای نسل امروز و آینده و دائرهالمعارفی برای فهم و شناخت تمامی اقوام و خرده فرهنگهای مناطق ایرانزمین دانست ،گنجینه ای برای ماندگار کردن آنچه که در حال فراموشی و فناست . مطالبِ به نگارش درآمده در «فرهنگ مردم افشار»  مشترکات فرهنگی و زبانی بسیاری با سایر اقوام و فرهنگهای بومی ایران داشته ، و می تواند زمینۀ پیوند فرهنگهای پراکنده در مناطق مختلف باشد. موارد مشابهی از اینگونه همت و تلاش برای حفظ سرمایۀ گرانبهای ادب و فرهنگ فولکلور را  در دهه های گذشته از نویسندگان و فرهیختگانی برجسته ای چون صادق هدایت ، صمد بهرنگی ،احمد شاملو ،هوشنگ گلشیری و غیرو در جای جای میهن مان داشته ایم

هادی غلام دوست در پیشگفتار کتاب می اورد:" در زبان فارسی فولکلور را «فرهنگ عامه» ،«فرهنگ عوام»و « دانش عوام »ترجمه کرده اند .مرحوم هدایت آنرا «فرهنگ توده » خواند.و آن مجموعه میراثهای معنوی یک قوم اعم از انچه محصول عقل وادراک یا زادهی ذوق و عاطفه ایشان باشد(از:ادبیات عامیانه ایران /دکترمحمد جعفرمحجوب...)یکی از ویژیگی های مهم ادبیات عامه خوی جمعی بودن آن است .خالقش جمع مردمند که طی سالیان دراز زندگی، هنرشان را که به مرور از حوادث مشترک زندگی مایه گرفته ،خلق کرده اند و این هنر پیوسته در طی زمان دگرگونی یافته،سینه به سینه به ما رسیده است. «هنر عوام آفریننده معینی ندارد بلکه از درون جامعهی گسترده آبیاری میشود.( هرپ)». صادق هدایت ترانه ها ، مثل ها و افسانه ها را نماینده روح ملت می شناسد و آنها را نشآت گرفته از مردم گمنامِ بی سواد می داند و می گوید «این ترانه ها ، صدای درونی هر ملتی ست»  و صمد بهرنگی درمجموعۀ مقاله ها می نویسد « توده مردم خالق حماسههای بلند و افسانههای خیال انگیز و ترانه های دلپذیر و رقص های رویایی ست .»هنرمندان بزرگ همیشه زیباترین آثارشان را براساس فرهنگ توده (فولکلور)به وجود آوردهاند. وصمد بهرنگی از قول هدایت می گوید« هنر وادبیات توده به منزلهی مصالح اولیه ی بهترین شاهکارهای بشر به شمار می رود، به خصوص ادبیات و هنرهای زیبا و فلسفه وادیان مستقیما از این سرچشمه سیراب شده و هنوز هم می شوند»"(مجموعۀ مقاله ها،صمد بهرنگی ،انتشارات شمس ،1348)

پیربوردیو گروه های اجتماعی از جمله طبقات اجتماعی را برمبنای «عادتواره» تعریف می کند .زیرا افرادی که در ساختاراجتماعی موقعیت یکسانی را اشغال میکنند ، معمولا عادتواره مشابهی دارند وآشکارترین نمودهای عادتواره را می توان درمفهوم سلیقه و ذائقه وفرهنگ بررسی کرد . او با به کارگیری «میدان »( ساختار اجتماعی)  و« عادتواره»(درون فرد) ،از رابطۀ میان ساختار وعاملیت می گوید و رابطۀ  بین میدان و عادتواره یعنی ساختاراجتماعی وعاملیت را دوسویه ودیالکتیکی می داند .او می گوید فضای اجتماعی از مجموعه میدان های اجتماعی ساخته شده که عاملان اجتماعی درآن براساس جایگاه شان در توزیع سرمایه های اقتصادی و فرهنگی تقسیم میشوند. وتفاوت وتمایز که از ویژیگی های دوران مدرن است منجر به توجه به میدان های گوناگون درعصرحاضر شده  ،او می گوید که ساختارهای بیرونی به درون ما میخزند و بخشی از وجود ما را فرا میگیرند و سلطه ی طبقاتی  از طریق تحمیل فرهنگی را نوعی خشونت نمادین می نامد. 

میدان های (ساختار اجتماعی )مختلف و متمایز ،موجد خرده فرهنگ ها وفولکلور(درون فرد) متفاوت و گوناگون ِگیلانی ،خراسانی،لرستانی، خوزستانی،و زنجانی و فرهنگ مردم افشار... میشود که پیوندها وریشه های مشترک و هم خویشی بین همه ی این خرده فرهنگ ها وجود دارد و مناسبات و روابط این خرده فرهنگ ها، نه تنها بدور ازسلطه  واقتدار یکی بردیگری ونگرش از بالا به پایین ،بلکه معمولا هم ارز و دارای ارزش برابرند . برخلاف رابطۀ فرهنگ غالب ورسمی با خرده فرهنگ ها که اقتدار از بالا و برهمه اتوریته و«هژمونی» دارد.

"مفهوم هژموني از نظر گرامشي شكلي از كنترل اجتماعي است كه قدرت فيزيكي يا زور را با اقناع فكري، اخلاقي و فرهنگي و يا در يك كلام رضايت در هم مي آميزد. از ديدگاه گرامشي، هژموني، زمينه ايدئولوژيك و فرهنگي حفظ سلطۀ طبقه مسلط بر طبقات پايين از طريق كسب رضايت آنها و ترغيب آن ها به پذيرش ارزش هاي اخلاقي، سياسي و فرهنگي مسلط، به منظور دستيابي به اجماع و وفاق عمومي است.به عبارت ديگر، «هژموني» كنترل از طريق اجماع فرهنگي است. "

آنطور که بسیاری نظریه پردازان این عرصه می گویند رابطه ی بین خرده فرهنگ ها (فولکلور)با فرهنگ غالب و رسمی ،رابطه ای دوسویه و دیالکتیکی است.و همانطورکه درپیش گفتار «فرهنگ مردم افشار» نیز آمده "در هم آمیختگی مضامین فرهنگ عامه با هنر رسمی مقوله ای است قابل تامل . آبشخور اساسی ادب رسمی ،گنجینه عوام است.هم از اینروست که جدا کردن انها در بادی امر کاری بسیار دشوار می نماید .بدون آشنایی با اشارات و مبناهای داستانها و افسانه ها و اطلاعات فولکلوریک درک مفاهیم بسیاری از نشانه ها و مثال ها و کنایهها ی ادبی دشوار خواهد بود.درحقیقت بازسازی و باز آفرینی افسانههای فولکلوریک در قالبهای ادبی رسمی ست .تردیدی نیست که این رابطه الزما متقابل ست . مهمترین وتحسین برانگیز ترین وجه فرهنگ عامه ایران و فرهنگ عامه همه ملتها درجان سختی و پایداری اش دربرابرسلطه ی فرهنگ رسمی است .درحالی که جلوه های فرهنگ رسمی همواره در زرورق حمایتهای رنگارنگ مادی ودر گرم بازاری مکتب ها و کرسی ها و منبرها ودر مطاوی بینشهای فلسفی ، درگستره ای به درازای تاریخ تکرار وپرورده می شده است، آفرینشهای عامه جز سینه و ذوق ذهن مردم عامی پایگاه و پناهی نداشته است ...وتجربه های تاریخی که نشان از سمتگیریهای مشخص دارد ،واقعیتی ست که به اعتبار ان دربررسی وتحلیل ها عنصر فرهنگ را به طور مشخص به فرهنگ فرودستان و فرادستان تقسیم کرده اند و فرهنگ عامه درکلیت خود بی انکه ازسوی حاکمیت اندیشگی خاصی رهبری شود، با مشربی آزاده ،عناصرو ویژیگی های خود را از ژرفای محیط اجتماعی و تاریخی خویش بوجود آورده است . ادب رسمی تا دیر باز باهنر عامه برخورد خصمانهای داشته است و هم ازازینروست که جلوه های هنر عوام درکتابهای ادبی و تذکره های شعر ، یا اصلا جایی ندارد یا بسیارکمرنگ است.چنانکه دکتر خانلری میگوید :تحقیق در لهجههای محلی و ثبت لغات و اصطلاحات هر ناحیه در ایران هرگز رسم نبوده است .زبان عامه را قابل آن نمیشمردهاند که در باره اش بحث کنند و ادیبان درشآن خود نمی دانسته اند که به این کار بپردازند"

همواره طبقه فرادست و مسلط، از نظر اقتصادی ، فرهنگ خود را به جوامع و انسانها به عنوان بهترین نگرش فرهنگی تزریق و القاء میکند، و فرهنگ توده (فولکلور) که از پایین ترین اقشار طبقه فرودست جامعه ریشه میگیرد ، درسخت ترین شرایط نمو یافته و درطول تاریخ بشری ، گردن نحیفاش زیر پاهای غول فرهنگ غالب تحت فشار بوده است. هرچند که امروز به مدد وجود رسانه های الکترونیکی و فضای مجازی ، روزنه های تنفس خرده فرهنگ ها بازتر ، مجال نفس کشیدن ، رو امدن و دیده شدنشان بیشتر از پیش مهیا شده ، و در عرصه های مختلف هنری چون موسیقی ،سینما وادبیات و...،شاهدِ گوشۀ چشمی به جنبه های ارزشمند سنت های بشری و بازآفرینی افسانه ها ، اساطیر، آیین های کهن و فولکلوریک هستیم.

فرهنگ غالب رسمی اما چه ویژیگی هایی دارد؟

فرهنگ هر عصری متاثر از واقعیتهای موجود اقتصادی ، سیاسی اجتماعی ..آن عصر است. و اصولا فرهنگ وهنر چون آینه ای صاف یا شکسته  بازتاب مستقیم یا غیرمستقیم واقعیتهای موجود درجامعه است. آدورنو و هورکهایمر ، از فرهنگ غالب به عنوان «صنعت فرهنگ» نام می برند . اصطلاح «صنعت فرهنگ» به پدیدهxadای اطلاق می xadشود که طی آن، فرهنگ از کارکرد اصلی خود خارج شده و با تولید هدفمند یک فرهنگ استانداردِ از بالا به پایین که از طریق نفوذ رسانهxad هایی چون رادیو، تلویزیون ،مطبوعات و رسانه های اجتماعی، همچون کالایی مصرفی به خورد توده xadها داده می xadشود و با یکسانxad سازی آنان و تولید نیازهای جعلی و کاذب، ، در خدمت هژمونی غالب جامعه ، ارزشxadها و منافع سرمایه xadدارانه قرار گرفته و از این طریق افرادی سرگرم شونده ،مصرف گرا ، منفعل و تسلیم طلب در برابر قدرت به وجود می آورند.این نظریه پردازان اعتقاد دارند ، حکومتهای جهان خود به فرایند عوام پسند سازی دامن می زنند.به گفتۀ آنها دولت ها وحکومتها تنها از طریق تولید اقتصادی وسیاسی نیست که خودرا تولید می کنند ،بلکه از طریق فرهنگ نیز خودرا دوباره سازی و باز تولید می کنند.  وآدورنو تنها راه گریز از این چرخۀ معیوب فرهنگی را روی آوردن به هنر ناب می xadداند، که" با خصلت xadهایی چون پیش xadبینی xadناپذیری، دوری از تکرار کاذب و پیروی نکردن از الگوهای مشابه یا یکسان به تقویت ذهنیت خلاق و نوآور مخاطب و در نتیجه فردیت و عقلانیت راستین می xadانجامد."
 

خرده فرهنگ ها ( فولکلور) اما ،صدایی که همواره ازحاشیه ها و از بطن فرودستان جامعه ریشه گرفته و در طی قرون واعصار از نسلی به نسلی رسیده ، تحت تاثیر شرایط  اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هر زمانه ای بتدریج تحول و دگرگونی یافته ،اگرچه برخی ازذهنیت های منفیِ سنتی ،چون تبعیض جنسیتی را درمقایسه با فرهنگ غالب بیشتربا خود در طول تاریخ حمل کرده اند ،اما دارای روحیۀ جمع گرایی و خوی جمعی وبه دور از ذهنیت کالا محوری و سود ورزی ،منافع شخصی ، فردیت لجام گسیخته و مصرف زدگی ... فرهنگ ِغالب اند.

در هنر و ادبیات نیز، همانطورکه گفته شد ،امروزه اقبال بیشتری به افسانه ها وآیین ها و جنبه های اساطیری و کهن است ،چنانکه جنبه های منفی سنت  ،مورد پالایش و بازبینی و  با توجه به شرایط  واوضاع اقتصادی و اجتماعی –فرهنگی معاصر باز آفرینی و بازنگاری میشود.

در خاتمه دستمریزاد می گویم به همۀ کسانی که باعشق به زبان مادری درجهت اعتلا و ماندگاری آن می کوشند وبرای زنده نگه داشتن هویت های بومی اقلیمی و فولکلوریک درجایجای این مرزبوم تلاش میکنند و هادی غلام دوست یکی از کوشندگان این راه ، که نه تنها به جمع آوری افسانه ها و تدوین فرهنگ فولکلوریک گیلان ،که خود از ان برآمده تلاش دارد، بلکه سالها عمرش را صرف تدوین و گرداوری«فرهنگ مردم افشار» گنجینه فرهنگی و فولکلورمردم منطقه ی افشارخدابنده ی زنجان ، که برحسب اتفاق روزگار، ده سالی درآن می زیسته ،کرده است چرا که اعتقاد دارد" فولکلوربهترین عاملی ست که ملتها را به یکدیگر نزدیک و پیوند دوستی و رابطه ی معنوی انهارا مستحکم می سازد"
نمونه هایی از شعر ، ترانه ، چیستان ،ضرب المثل و باورداشت های منطقه افشار:
بولاغ باشی اردو قیز
دوردو گلین دور دوقیز
کورقالای، بولاغ باشی
گنه گوزوم گوردو قیز
ترجمه:
 دختران در سر چشمه اردو زده اند
عروس  ودختری برخاسته اند
ای سَرِ چشمه، ویران شوی
باز هم چشمم  به دختر افتاد!

*   *    *
داغلان گزن منم
داشنه دوزان منم
اورگی داشله گوزی یاشله
سرگردان، گزن منم
ترجمه:
آن که کوه ها را گشته منم
آن که سنگ کوه ها را چیده منم
سنگین قلب و چشم گریان ( کنایه از غم زیاد)
گردندۀ سرگردان منم.
 

نمونه ای از چیستان :

اونمد:
هامن بزر، اوزولوت گذر
ترجمه:
آن چیست:
همه را خود آرایش می دهد، اما خودش لخت است.
* * *
اونمد:
برآتم وارمنلز، برسرفام وار یقلماز،برغمچم وار چالَماز
ترجمه:
آن چیست:
اسبی دارم که نمی توانم سوارش بشوم،سفره ای دارم جمع نمی شود، شلاقی دارم ، نمی توانم با آن به چیزی بزنم.

* * *
نمونه ای از باورداشت ها:
عنتراول عنتر نبود. او مرد خیاطی بود که پارچه مردم را می گرفت و برایشان لباس می دوخت اما باقیماندۀ پارچه را به صاحبش پس نمی داد. به خاطر همین خدا اورا به صورت عنتر درآورده و همیشه کونش لخت است.
* * *
لاک پشت
لاک پشت اول آدم بود،او با کفه ی زیرینش به مردم گندم و چیزهای دیگر می داد درعوض موقع گرفتن از کفه ی رویش که عمق بیش تری داشت و گندم زیادتری جا می گرفت ، استفاده می کرد. به همین خاطر خداوند اورا به شکل لاک پشت درآورده است.
*  *  *

نمونه ای از ضربالمثل:
هم قونشوم تخ،مند تخ
ترجمه:همسایه من سیر ، من هم سیر
کنایه: به فکر همسایه بودن معادل شعر سعدی :من از بینوایی نیم روی زرد/ غم بینوان یان رخم زرد کرد.
*  *  *

داوشانا دی  یر قاچ
تازیا  دی  یر توت
ترجمه :به خرگوش می گوید بدو
 به سگ  تازی می گوید بگیر
کنایه : دورویی. معادل فارسی(به سگ می گوید بگیر، به روبا می گوید فرارکن.)
 

منابع:

1-كتاب مفاهيم و نظريه هاي فرهنگي از سيدرضا صالحي اميري انتشارات ققنوس

2-مکتب فرانکفورت،تامباتامور،ترجمهمحمودکتابی، اصفهان، نشر پرستش، ۱۳۷۳.
3-استوری، جان/ 1386/ مطالعات فرهنگی درباره فرهنگ عامه/ ترجمه حسین پاینده/ نشر آگه

4-اسمیت، فلیپ؛درامدی بر نظریه فرهنگی ؛با ترجمه حسن پویان ،تهران،انتشارات دفتر پژوهش های فرهنگی1391

 

 

 

آیا گلشیری فخرفروشی کرد؟...

ما را در سایت آیا گلشیری فخرفروشی کرد؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 102 تاريخ: جمعه 3 تير 1401 ساعت: 20:10

صفحه بندی